|
سايز فونت
: (-) -- -- -- -- -- (+)
|
مادران سينماي ايران از آغاز تا امروز
|
|
تعداد فيلم هايي كه شخصيت محوري آن را مادر خانواده تشكيل مي دهد، در سينماي ما به اندازه اي زياد است كه حتي اشاره به نام آنها بسيار طولاني مي شود. ولي بررسي سينماي ايران در استفاده از كلمه "مادر" قابل توجه است. با آنكه تمام سينماگران ترجيح مي دهند عنواني را براي اثر خود انتخاب كنند كه پيش از آن مورد استفاده قرار نگرفته باشد. اما اين موضوع در مورد كلمه مادر بسيار متفاوت است.
به طور كلي فيلم هايي كه با استفاده از عنوان مادر ساخته شده را از نظر مضمون و ساختار مي توان به دو بخش آثار ساخته شده پيش و پس از انقلاب تقسيم كرد. به اين جهت كه بيشتر فيلم هايي كه با توجه به استفاده از اين نام قبل از انقلاب ساخته شده اند در ژانر حادثه اي قرار دارند و البته بازتاب دهنده شرايط اجتماعي آن روزگار هستند.
رقيه چهره آزاد در نمايي از "مادر" علي حاتمي
در اين دوره مادر از اهميت برخوردار است، اما به هيچ وجه از قداست و اعتباري برخوردار نبوده كه فيلم هاي امروز براي اين كلمه قائل هستند. مادران فيلم هاي ديروز براي اينكه بتوانند اهميت خود را ثابت كنند بايد درگير اتفاقات عجيب و پيچيده اي مي شدند. غير از اين نيز در آثار كمدي از اين عنوان به شكلي نامناسب استفاده شده كه "مادر جونم عاشق شده" از آن جمله است.
فيلم "مادر" به كارگرداني اسماعيل كوشان كه سال 1331 ساخته شد را شايد بتوان يكي از نخستين آثار سينماي ايران دانست كه از اين عنوان به طور مستقيم استفاده كرده است. اين اثر داستان دختري است كه فريب جواني را مي خورد و خانه را ترك مي كند. او در ديدار دوباره با جوان دستگير و روانه زندان مي شود و همزمان با انجام مراحل ازدواج دخترش آزاد مي شود ...
"مادر فداكار" ابراهيم باقري محصول 1342 و داستان زندگي مردي است كه همراه همسر و دختر كوچكش براي يافتن كار به تهران مي آيد و بر اثر تصادف در بيمارستان بستري مي شود. زن با كمك دوست شوهرش در يك استوديو فيلمسازي كار مي كند و پول عمل جراحي را به وسيله دوستش براي او مي فرستد. پس از مدتي دختر مرد بيمار مي شود و دكتر معالجه قطعي را در ديدار با مادرش تشخيص مي دهد. مرد با شنيدن فداكاري هاي همسرش به بازگشت او رضايت مي دهد.
"من مادرم" كه سال 1344 فرج الله نسيميان آن را ساخت، داستان زندگي مردي را بيان مي كند كه به همسرش براي داشتن ارتباط با يك نقاش مشكوك است. اين مسئله باعث مي شود وي همسرش را هنگامي طرد كند كه او باردار است. سال ها بعد كه اين مرد با همسر و دخترش مواجه و از سوء ظن بي مورد خود مطلع مي شود، كانون خانواده دوباره پا مي گيرد.
"روزهاي تاريك يك مادر" به كارگرداني محمدعلي زرندي در سال 1346 داستان زندگي يك خواننده زن است كه كار خود را ترك و با مردي ازدواج مي كند و پس از مدتي كوتاه بچه دار مي شود. صاحب كار قبلي او سعي مي كند زن را به كار قبلي برگرداند. مرد زن را طرد مي كند. سال ها بعد اين زن همسر و فرزندش را ملاقات و دوباره با هم زندگي مي كنند.
"نامادري" كه سال 1349 توسط عباس كسايي ساخته شده، داستان مردي است كه به خاطر نازايي همسرش با زن ديگري ازدواج مي كند و از او بچه دار مي شود. زن دوم نسبت به زن اول ظلم هاي زيادي مي كند، اما وي به مراقبت از بچه شوهرش مي پردازد. زن دوم بر اثر حادثه اي كشته مي شود و مرد تازه به فداكاري هاي مادرانه همسر اولش پي مي برد.
داريوش كوشان "مادر دوستت دارم" را سال 1354 مي سازد. داستان فيلم درباره علي و همسرش زري است كه در كارخانه اي مشغول كارند. رئيس كارخانه به زري و منشي شركت به علي نظر دارد. يك روز جمشيد براي ديدار علي در غياب او به خانه اش مي رود. منشي موضوع را به علي اطلاع مي دهد. رئيس كارخانه كشته و زري با وجود بيگناهي محكوم مي شود. زري پس از آزادي متوجه نابينايي شوهرش مي شود و خود را به پسرش نزديك مي كند ...
سينماي ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز به ساخت فيلم هايي با استفاده از نام مادر ادامه مي دهد. اما آثار جديد از ساختار ملودرام برخوردارند و مادر از قداست خاصي برخوردار است. وقتي اين شخصيت در محور فيلم قرار مي گيرد، همه چيز با دستان معجزه گر وي به سمت خوبي و رشد همه جانبه پيش مي رود. در عين حال مادران براي اثبات خوبي خود نياز به انجام كارهاي عجيب ندارند.
در فيلم هاي امروزي حقانيت مادر در محبتي نمود پيدا مي كند كه نسبت به فرزندان خود دارند. حمايت و توجه مادران از فرزندانشان وجهي فراگير و همه جانبه و آميخته با ايثار و از خودگذشتگي دارد. مادران فيلم هاي پس از انقلاب براي تربيت فرزندان خود مي كوشند و غناي اثر به خاطر همين عشق ورزي خالصانه افزايش پيدا مي كند.
فيلم سينمايي "مادر" كه فتحعلي اويسي سال 63 ساخت، داستاني تاريخي دارد و قصه مادري را بيان مي كند كه براي ملاقات با فرزند اسيرش در چنگ مغول ها تلاش مي كند. او كه قصد دارد فرزندش را رها كند، قبل از آنكه مغول ها حكم اعدام فرزندش را اجرا كنند، موفق به ديدار با او مي شود.
علي حاتمي سال 68 فيلم "مادر" را مي سازد. اين اثر را به خاطر پخش بيشمار از تلويزيون مي توان مشهورترين اثر با اين عنوان و مضمون نزد مخاطب ايراني معرفي كرد. داستان فيلم درباره مادري است كه در روزهاي پاياني زندگي اش از آسايشگاه سالمندان به خانه مي آيد تا تمام فرزندانش كه رابطه خوبي با همديگر ندارند را كنار هم جمع كند و آنها را به داشتن رابطه اي خوب تشويق نمايد. طي اين مدت خاطرات گذشته نيز مرور مي شود.
سيامك شايقي فيلم "مادرم گيسو" را سال 74 مي سازد. مردي به نام منوچهر پس از فوت همسرش قصد ازدواج با منشي خود را دارد كه دخترش مانع تراشي مي كند. دختر اين مرد متوجه مي شود گيسو يك فرزند ناشنوا دارد كه او را مخفي كرده است. پسر از مدرسه مخصوص ناشنوايان مي گريزد و مدتي بعد او را هنگام اجراي يك تئاتر خياباني پيدا مي كنند و خانواده آنها تشكيل مي شود.
"مهر مادري" سال 76 توسط كمال تبريزي ساخته شده و داستان نوجواني است كه مددكار اجتماعي كانون اصلاح و تربيت را با مادرش اشتباه مي گيرد. او مي گريزد و به خانه زن مي رود. زن هر چقدر تلاش مي كند حسين را بازگرداند موفق به اين كار نمي شود تا اينكه يك شب با ترفندي ماموران را به خانه مي آورد و نوجوان را مي برند. حسين دوباره فرار مي كند، اما به خانه زن نمي رود.
"ميم مثل مادر" آخرين فيلمي است كه با استفاده از اين كلمه در سال 85 توسط رسول ملاقلي پور ساخته شده است. داستان فيلم درباره زني است كه متوجه مي شود كودكش به خاطر جراحت هاي شيميايي وي معلول به دنيا مي آيد. شوهر زن تلاش مي كند او را به سقط جنين راضي كند. اما زن كودك را نگه مي دارد و او را با مشقت ها و فداكاري هاي زياد بزرگ مي كند. |
|
|
|
|
|
مشخصات
: |
|
ارسال
: |
پنجشنبه 02 اسفند 1386 |
|
بازديد
:
|
32953 مشاهده جزئيات
|
|
امتياز
:
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|