|
سايز فونت
: (-) -- -- -- -- -- (+)
|
توهم «شيشه يي»، زمينه ساز قتل دوست قديمي
|
همزمان با دستگيري عامل اين جنايت که در شهرک گلستان به وقوع پيوست، کارآگاهان جنايي از راز جنايي که سه سال پيش رخ داده بود پرده برداشتند و يک متهم به قتل ديگر بعد از دو ماه فرار خودش را تسليم کرد.
قاتل ارزان فروش
نخستين جنايت ظهر روز يکشنبه هفته گذشته به کارآگاهان اطلاع داده و مشخص شد مردي 33 ساله به نام رضا در خانه اش واقع در شهرک گلستان از پا درآمده و اثر 27 ضربه چاقو روي کمر و پهلوي او مشهود است. دو فرزند مقتول روز شنبه وقتي از مدرسه به خانه برگشته و پدر در را به رويشان باز نکرده بود، به منزل عمه شان رفته بودند و روز بعد در حالي که نگران از سرنوشت پدر به خانه خودشان رفتند با جسد او روبه رو شدند. پليس در جريان تحقيقات پي برد رضا مدير يک آژانس تاکسي تلفني بود و چندي قبل همسرش را طلاق داده بود.
کارآگاهان وقتي فهميدند پرايد مقتول و مبلغي پول از خانه اش سرقت شده است تمام توان خود را روي شناسايي سارق جنايتکار معطوف کردند و متوجه شدند يکي از دوستان اين مرد به نام صادق زمان قتل در منزل وي حضور داشته است. هنگامي که افسران جنايي به خانه صادق رفتند فهميدند او با همسر و فرزندش وداع کرده و به مکان نامعلومي گريخته است. در حالي که در مجرم بودن اين مرد ترديدي باقي نمانده بود ماموران سعي کردند ردپايي از او به دست بياورند. سرانجام روز جمعه فردي در ساوه با پليس تماس گرفت و يک موضوع عجيب را گزارش داد. او گفت مردي يک خودروي پرايد را به قيمت 150 هزار تومان به او فروخته است و موضوع مشکوک به نظر مي رسد. ماموران پس از دريافت اين گزارش با راهنمايي خريدار پرايد مظنون را که در زرنديه ساوه پنهان شده بود بازداشت کردند و معلوم شد وي همان صادق است و خودروي دوستش رضا را حراج کرده است.
متهم 38 ساله ديروز در شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران در برابر بازپرس حسين اصغرزاده اتهام قتل را پذيرفت و توضيح داد چگونه مصرف ماده مخدر شيشه او را به سمت اين جنايت کشاند. وي گفت؛ من راننده بازيگران سينما هستم و شش سال پيش با رضا دوست شدم. ما از حدود يک سال قبل مصرف شيشه را شروع کرديم. زمان جنايت از روز جمعه تا صبح شنبه در خانه رضا شيشه کشيديم و ساعت 30/5 صبح من با يکي از دوستان مان به نام سيامک از خانه بيرون رفتم تا يکي از مسافرهاي خصوصي رضا را به مهرآباد ببرم. نزديک ساعت هفت بود که دوباره به منزل رضا برگشتم. او خيلي خسته بود و به همين خاطر من بچه هايش را به مدرسه بردم. چون رضا از من خواسته بود در مسير برگشت باز هم شيشه بخرم از مدرسه به خيابان هاشمي رفتم. مقتول سفارش يک گرم مواد داده بود اما چون خودم نمي خواستم مصرف کنم فقط يک سوت خريدم. در آن لحظات به شدت دچار توهم بودم و مردم را به صورت آدم کوتوله مي ديدم.
متهم به قتل ادامه داد؛ وقتي به خانه برگشتم رضا اعتراض کرد که چرا کم شيشه خريده ام. به او توضيح دادم خودم مصرف نمي کنم ولي قانع نشد و شروع به فحاشي کرد. من هم عصباني شدم و با جک ماشين سه ضربه به او زدم که فکر مي کنم با همين ضربات جان باخت. هنوز در توهم مطلق بودم و با اين تصور که دارم پنبه زني مي کنم چاقويي را در بدنش فرو مي کردم و از اين کار لذت مي بردم. در حين اين کار ناگهان به خودم آمدم و دچار وحشت شدم. فوراً لحافي روي جسد کشيدم و چون ماشين خودم جلوي آژانس بود با پرايد رضا فرار کردم.
صادق در ادامه اعترافاتش گفت؛ من و رضا مثل برادر بوديم و من هيچ کينه يي از او نداشتم و نفهميدم چرا چنين کاري کردم. بعد از قتل مقداري قرص و مواد مصرف کردم تا خودکشي کنم ولي نمردم. سپس چون مادرم اهل ساوه است و آن منطقه را خوب مي شناسم راهي آنجا شدم. در بين راه فردي را ديدم که با من هم مسير بود. او وقتي فهميد من حال خوبي ندارم خودش پشت فرمان نشست و باهم به يک کارخانه رفتيم و در آنجا ترياک کشيديم و بعد من پرايد رضا را 150 هزار تومان به او فروختم.»
پس از اعترافات اين متهم به قتل، بازپرس پرونده وي را با قرار بازداشت در اختيار کارآگاهان اداره 10 پليس آگاهي قرار داد.
قتل مستاجر
کارآگاهان جنايي در شاخه يي ديگر از تحقيقات جنايي توانستند راز سه ساله يک قتل را برملا کنند. ساعت 30/2 روز چهارم اسفندماه سال 84، ماموران کلانتري ستارخان از وقوع نزاعي در يک پاساژ در دريان نو مطلع شدند و وقتي به آنجا رفتند مشاهده کردند مردي 27ساله به نام بهروز با اصابت ضربات جسم تيزي به گردنش به شدت مجروح شده است. با وجود اينکه بهروز به بيمارستان رسول اکرم(ص) منتقل شد پزشکان نتوانستند براي نجات وي کاري انجام بدهند و به اين ترتيب پرونده يي جنايي در شعبه چهارم دادسراي جنايي گشوده شد. کارآگاهان با بررسي هايي که پيرامون اين قتل انجام دادند متوجه شدند مقتول در دعوا با مردي 27 ساله به نام محمدعلي کشته شده است. از آن زمان محمدعلي تحت تعقيب قرار گرفت ولي ردپايي از او پيدا نشد تا اينکه روز 30 بهمن ماه خانواده مقتول مرد تحت تعقيب را به طور اتفاقي در يکي از خيابان هاي فرديس ديدند و براي اينکه مانع فرار او شوند با وي گلاويز شدند. بعد از اين دعوا محمدعلي در حالي که به شدت مجروح شده بود به بيمارستان انتقال يافت و کارآگاهان اداره 10 پليس آگاهي از ماجرا مطلع شدند. بعد از بهبودي نسبي متهم به قتل وي تحت بازجويي قرار گرفت. او که ابتدا جرمش را انکار مي کرد سرانجام قتل را پذيرفت و گفت؛ روز حادثه همراه دوستانم در حال عبور از جلوي پاساژ بودم که به صورت اتفاقي با مقتول درگير شدم و وقتي او فحاشي کرد از سر عصبانيت با چاقو ضربه يي به وي زدم و فرار کردم.
بعد از اعترافات متهم به قتل وي به دستور بازپرس هنرمند بازداشت شد.
سرهنگ سعيد ليراوي
- معاون مبارزه با کشف جرائم جنايي پليس آگاهي تهران- درباره اين پرونده گفت؛ متهم در مدت سه سال گذشته با هويتي جعلي در يک آژانس تاکسي تلفني در کرج کار مي کرد.
از آنجا که در اماکني مانند آژانس ها خانواده ها در رفت و آمد هستند صاحبان مشاغل بايد صلاحيت کارکنان را بررسي کنند حال آنکه در اين ماجرا يک متهم به قتل با کارت شناسايي جعلي مدت زيادي در يک آژانس کار مي کرد.
تسليم
بعد از ظهر روز 26 آذرماه پرونده قتلي در شعبه چهارم دادسراي جنايي تهران گشوده شد که در منطقه مهرآباد جنوبي رخ داده بود. محتويات پرونده نشان مي داد مقتول جواني 35 ساله به نام بابک است که مغازه يي در خيابان شمشيري را اداره مي کرد اما به خاطر اختلافات با موجر 38 ساله به نام خيرالله از سوي وي مورد اصابت ضربات چاقو قرار گرفت.
پس از آنکه جزئياتي از اين جنايت فاش شد کارآگاهان به جست وجوي خيرالله پرداختند. آنها متوجه شدند اين جوان بعد از کشتن مستاجرش تهران را ترک کرده است. تعقيب گام به گام کارآگاهان در حالي ادامه داشت که هرگاه آنان به چند قدمي محل اختفاي اين متهم مي رسيدند وي شهر محل سکونتش را تغيير مي داد. سرانجام در حالي که بيش از دو ماه از وقوع اين قتل مي گذشت خيرالله با مراجعه به پليس خودش را تسليم کرد و گفت از فرار و زندگي پنهاني خسته شده و ديگر طاقت تحمل اين وضعيت را نداشت. خيرالله درباره قتل توضيح داد؛ بابک از سال ها پيش مستاجر مغازه ما بود اما از مدتي قبل در مورد اجاره بها باهم مشکل داشتيم و روز حادثه وقتي ديدم هواکش مغازه خراب است با شاگرد مقتول درگير شدم و وقتي بابک وارد غائله شد دعوا بالا گرفت و درخلال اين کشمکش من با چاقو او را کشتم.
بنابر اين گزارش متهم به قتل اکنون در بازداشت به سر مي برد و تحقيقات از وي ادامه دارد. |
|
|
|
|
|
مشخصات
: |
|
ارسال
: |
يکشنبه 04 اسفند 1387 |
|
بازديد
:
|
140 مشاهده جزئيات
|
|
امتياز
:
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|