|
سايز فونت
: (-) -- -- -- -- -- (+)
|
روزاي روشن » قصه من
|
مثل باد سرد پاييز غم لعنتي به من زد حتي باغبون نفهميد که چه آفتي به من زد رگ و ريشه هام سياه شد تو تنم جوونه خشکيد اما اين دل صبورم به غم زمونه خنديد
آسمون مست جنوني آسمون تشنه خوني آسمون مست گناهي آسمون چه رو سياهي اگه زندکي عذابه يه حباب روي آبه من به گريه ها ميخندم ميگم اين همش يه خوابه مثل باد سرد پاييز غم لعنتي به من زد حتي باغبون نفهميد که چه آفتي به من زد
آسمون تو مرگ عشقو توي ياخته هام نوشتي اين يه غمنامه تلخه که تو سر تا پام نوشتي من به لحظه شکستم اگه نزديک اگه دورم از ترحم تو بيزار من خودم سنگ صبورم
آسمون تيشه ت شکسته من ديگه رو پام ميمونم منو از تنم بگيري تو ترانه هام ميمونم اگه زندکي عذابه يه حباب روي آبه من به گريه ها ميخندم ميگم اين همش يه خوابه مثل باد سرد پاييز غم لعنتي به من زد حتي باغبون نفهميد که چه آفتي به من زد آسمون تيشه ت شکسته من ديگه رو پام ميمونم منو از تنم بگيري تو ترانه هام ميمونم |
|
|
|
|
|
مشخصات
: |
|
ارسال
: |
يکشنبه 09 تير 1387 |
|
بازديد
:
|
384 مشاهده جزئيات
|
|
امتياز
:
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|