پيام متحرك بالاي صفحه

سايز فونت : (-) -- -- -- -- -- (+)

نان آوران کوچک پشت چراغ قرمز زندگی

صورتش خسته و پیشانی اش پر از زنگوله های عرق و چین هایی ست که در این سن کم عجیب به نظر می رسد. دست گل بزرگی را در هوا می رقصاند تا ماشین های بی اعتنا نظرشان جلب شده و لحظه ای توقف کنند. کودک کار با دست های کوچکش سنگ های بزرگ سرنوشت را آرام آرام صیقل داده تا بلکه در کورسوی امید برای رود زندگی اش مسیری هموار سازد.
این کودکان که از بستر یک محیط ناامن برخاسته اند، به ناچار غم حمایت کمرنگ خانواده و یا اساسا بی پناهی و بی سرپرستی را در دل کوچکشان جا داده اند. آیا تنها با این جمله که سرنوشتشان شوم و خاکستری ست، خودمان را تسکین داده و توجیه کنیم و یا باید چاره اندیشی اساسی شود؟ عاقبت هزاران کودک رها شده در خیابان که کمتر از 18 سال سن دارند و به انواع شغل های حقیرانه گماشته شده اند، چه خواهد بود؟
کودکان خیابانی حجم وسیع کودکان بدسرپرست یا بی سرپرست را شامل می شود که دسته ای از آنها به مشاغلی چون گلفروشی، واکسی، روزنامه فروشی و یا کارگری در تولیدی های زیرزمینی گماشته می شوند. این کودکان که از لحاظ حقوقی هیچ حقی نداشته و تنها مورد استثمار صاحب کاران سنگدل و سودجو خود قرار می گیرند، «کودک کار» خوانده می شوند. این کودکان برخلاف سایر کودکان جامعه، از امکانات آموزشی و سایر امکانات که معمولا هم سن و سالان آنها برخوردارند، محروم هستند. جالب است که بدانید 80 درصد این کودکان با اطلاع والدین به کار در خیابان رو می آورند و مرتبط با خانواده هایشان هستند. این قبیل خانواده ها به دلیل ضعف اقتصادی و فرهنگی ارزش و اهمیت تحصیلات کودک را درک نمی کنند. تنها 20 درصد باقی مانده هیچ گونه سرپرستی ندارند و یا فراری محسوب می شوند که مورد اخیر بیشتر در دام آزار و اذیت باندهای مافیایی قرار می گیرند.
شاخه گل های خیابانی
در گستره کودکان خیابانی که کودکان کار زیر مجموعه آن محسوب می شوند، احتمال برگشت شبانه کودک به آغوش خانواده بالاست، ولی در مورد «کودک خیابان» برگشتی وجود ندارد و همه چیزش در خیابان می گذرد.
«کودک خیابان» سرنوشت تیره ای دارد که حتی به زبان آوردنش مو بر اندام هر شنونده و خواننده ای سیخ می کند.
معده کودک خیابان در فیلیپین و چین و کشورهای آفریقایی ممکن است به عنوان وسیله ای برای حمل موادمخدر استفاده شود.
اعضا و جوارح شان در بازار برده داری نوین خرید و فروش شده و یا به قاتلین و سارقین آموزش دیده مبدل می شوند.
در گستره کودک خیابانی که لااقل نام و نشانی وجود دارد، اندکی وضع بهتر است. در ایران این کودکان اغلب مرتبط با خانواده هایشان به کارهای حقیرانه و یا به تکدی گری و حمل موادمخدر گماشته می شوند.
ثریا احمدی پور، کارشناس ارشد جامعه شناسی در پاسخ به این سؤال که شاخه گل های خیابانی از کجا ریشه گرفته اند؟ می گوید: «عده ای از آنها به دلیل طلاق والدین سردرگم مانده اند و هیچ یک از والدین حاضر به پذیرش فرزند نیستند. عده ای با فوت پدر و مادر و نبود فامیل و سرپرست مواجه هستند. ممکن است به دلیل شرایط نامناسب اقتصادی و فقر فرهنگی از خانه متواری شده باشند.
گروه کثیری از این بچه ها در ایران اتباع بیگانه افغانی، پاکستانی و عراقی هستند. عده ای دیگر هم بچه های شهرستانی هستند که چون شنیده اند در تهران کار فراوان است راهی پایتخت شده اند.
حداقلی هم وجود دارند که در کارهای تولیدی زیرزمینی به کار گماشته می شوند و سود سرشاری شامل کارفرمایانشان می کنند. کارفرمایان سودجو معمولا حداقل حقوق و مزایا را برای این قشر که قانون کار شاملشان نمی شود، قائل هستند.»
وی ادامه می دهد؛ «تا زمانی که فقر اقتصادی خانواده وجود دارد، حتی اگر کودک و نوجوان از سطح خیابان جمع آوری شده و به آغوش خانواده بازگردانده شود، مجددا با رضایت والدین به بستر خیابان برمی گردد. تجربه نشان داده 90 درصد این بچه ها به خیابان بازگشته اند. متأسفانه طرح های جمع آوری و ساماندهی تا به امروز موفقیت چندانی در پی نداشته است.»
پرنده کودک در قفس بی پناهی
کودک قناری بی حال را به زور ضربه به قفس از خواب می پراند تا غزلی به نوک گرفته و شنونده را سر ذوق آورد. آیا سرنوشت کودکان کار همچون همین قناری در قفس مانده مخدوش و رنج آور نیست؟ گویی بی ملاحظه گران و سودجویان دنیا جسم و روح کودک خیابانی را به استثمار کشیده و در بی خیالی و راحت طلبی شان پوزخند می زنند.
نازآفرین معروفی، کارشناس آسیب های اجتماعی در زمینه کودکان کار که 6 سال است در مراکز ساماندهی کودکان خیابانی سازمان بهزیستی فعالیت دارد، پیرامون نحوه شناسایی کودکان خیابانی توضیح می دهد:
«سطح یک مراکزی هستند که در 4 پایانه مسافربری تهران به صورت کیوسک راه اندازی شده اند و همکارانم از سازمان بهزیستی در آنها مستقر هستند. در این مراکز توسط کارشناس مجرب با بچه هایی که به تنهایی از شهرستان به تهران آمده اند، مصاحبه صورت می گیرد. چنانچه این بچه ها در تهران فامیلی داشته باشند- بعضا اظهار می کنند که برای دیدن فامیلمان به تهران آمده ایم- به آنها تحویل داده می شوند. اگر مشخص شود بی سرپرست هستند به مرکز سطح 2 که نمونه اش مرکز یاسر است تحویل داده می شوند.
شناسایی و تشخیص اولیه باید در کوتاهترین زمان ممکن (حداکثر 4 ساعت) صورت گیرد و وضع کودک شفاف سازی شود. در مرکز سطح 2 علاوه بر بچه هایی که در پایانه ها شناسایی شده اند، از بچه هایی که توسط شهرداری از سطح خیابان جمع آوری شده اند و یا توسط آموزش و پرورش به عنوان بی سرپرست معرفی می شوند، نیز نگهداری می کنند.»
وی ادامه می دهد: «این بچه ها 21 روز در مرکز سطح 2 باقی می مانند. برای آنها کارهای مختلفی انجام می دهیم. معاینه جسمی و روانی صورت می گیرد و در این مدت شرایط بازگشت آنها به خانواده اعم از شرایط اقتصادی و اجتماعی خانواده از طریق بازدید از منزل سنجیده می شود. ما سعی می کنیم در صورت امکان به خانواده امکاناتی ارائه دهیم که بتوانند پذیرای فرزندشان باشند. اگر خانواده پدر نداشته باشد، مادر را به عنوان زن سرپرست خانوار به مراکز بهزیستی ارجاع می دهیم. اگر معلول و یا بیماری در خانواده باشد، به آنها خدماتی ارائه می دهیم. به هر جهت هرگونه خدماتی که به توانمندسازی خانواده بیانجامد، ارائه می شود.
چنانچه توانمندسازی خانواده جواب داد، سه ماهه اول هر ماه یکبار به خانه سر می زنیم. و بعد از سه ماه هر 6 ماه یکبار به منزل مورد نظر سر می زنیم. پیگیری تا 2 سال ادامه خواهد داشت.»
خفته زیر سایه بی برنامگی
در مراکز بهزیستی چنانچه با وجود همه خلأهای قانونی ثابت شود که کودکی زیر سن 18 سال بی سرپرست یا بدسرپرست است، تا سن 18 سالگی تحت پوشش حمایتی قرار می گیرد. بعد از 18سال به نحوی برنامه ریزی می کنند که فرد مستقل زندگی اش را ادامه دهد. اگر دختر باشد، در بحث ازدواجش تلاش می کنند و اگر پسر باشد از حق ترخیص که گفته می شود تا دو میلیون تومان معین شده برخوردار خواهد شد، اگرچه دختران صاحب شغل که می توانند مستقل باشند نیز از حق ترخیص مشابه بهره مندند. ضمناً پسران را به مراکز فنی حرفه ای برای آموزش معرفی می کنند.
ولی همه این برنامه ها بیشتر به صورت تئوری در پوشه های پروژه ای باقی مانده اند. یکی از کارشناسان بهزیستی مراکز نگهداری از کودکان توضیح می دهد: «شاید در طول ده سال کار بنده تنها 5 مورد از کودکان بی سرپرست از سطح خیابان به مراکز فنی و حرفه ای و استقلال رسیده اند. حجم کار به قدری گسترده است و بودجه به اندازه ای کم که ما فقط به بازگشت مقطعی کودک به آغوش خانواده اش رضایت داده ایم!»
سید محمدعلی موسوی مبارکه، نماینده مبارکه و عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی توضیح می دهد: «در این چند سالی که در مجلس و در کمیسیون اجتماعی فعالیت داشته ام، طرح و لایحه مستقیم و منسجمی در رابطه با ساماندهی کودکان خیابانی که بخش قابل توجهی از آنها کودکان کار هستند، مورد بررسی قرار نگرفته است.
کودکانی که وقت مدرسه رفتنشان است، اما به دلیل وضع بد اقتصادی خانواده به کار گماشته می شوند، لااقل باید هزینه «فرصت از دست رفته» بگیرند. این کودکان ممکن است ماحصل طلاق باشند. یعنی پدر و مادر پس از جدایی هیچکدام حاضر به پذیرش فرزند نیستند. عده ای از آنها نیز به دلیل شرایط نامناسب فرهنگی حاکم بر خانواده فراری هستند. این ها بیشتر نوجوانانی هستند که از خانواده گریخته اند، به هر جهت این قشر نیازمند حمایت دولت هستند و باید به سرعت ساماندهی شوند.»
وی ادامه می دهد: «پرونده زندگی بسیاری از مجرمین را که ورق می زنیم می بینیم کودکی تاریک و پررنجی داشته اند. به تجربه ثابت شده که اگر این کودکان مورد حمایت قرار نگیرند و در خیابان رها شده باقی بمانند، چنانچه از مرز نوجوانی عبور کنند به مجرمین خطرناکی تبدیل می شوند.»
وی در تکمیل صحبت هایش می گوید: «بهزیستی خانه هایی ترتیب داده که از این بچه ها حمایت می شود و حتی در بحث ازدواج دختران و تهیه جهیزیه آنها فعال اند، با این حال اقدامات ساماندهی بسیار محدود و پاسخگوی مشکلات موجود نیست.»
نان آوران کوچک
یک خواهر و برادر نوجوان در حوالی میدان بهارستان هرکدام به طور جداگانه و در فاصله کمی نسبت به هم بساط کوچکی تدارک دیده و به فروش اقلام ساده ای چون سیم ظرف شویی، کبریت، گل سر و... مشغولند. اغلب رهگذران آنها را از کودکی در همین مکان دیده اند. حال که آنها را در حاشیه همین خیابان بدون آن که کودکی کرده باشند، بزرگ می بینیم، از خودمان سؤال می کنیم پس مأموران ساماندهی برنامه های حمایتی را در کدام نقطه از شهر به اجرا گذاشته اند؟ صورت پسرک کاملا آفتاب سوخته و چین برداشته است. نان آوران کوچک گویا آموخته اند که جز خودشان کسی به دادشان نخواهد رسید. آنها هیچ سؤالی را از این قبیل که منزلشان کجاست؟ پدر و مادر دارند یا نه؟ درآمدشان چه قدر است و صرف چه اموری می کنند؟ پاسخ نمی دهند.
نازآفرین معروفی، کارشناس سازمان بهزیستی توضیح می دهد: «مشکل اصلی ما در رویارویی با کودکان اتباع بیگانه است. متأسفانه هنوز هم که هنوز است جواب قطعی به ما نداده اند که حمایت کنیم یا خیر؟ در مورد زنان افاغنه نیز همین مشکلات وجود دارد. به ما گفته اند اتباع فاقد کارت اقامت مشمول خدمات سازمان بهزیستی نمی شوند، ولی در موردی که زن باردار افغانی را رها شده در خیابان می بینیم و یا کودکی که از اتباع بیگانه است و بی سرپرست رها شده را شناسایی می کنیم، بر طبق انسان دوستی چاره ای جز حمایت نداریم.
اکثر بچه های خیابانی که ماحصل ازدواج زن ایرانی با مرد افغانی هستند، شناسنامه ندارند. این روزها کودکان پاکستانی و عراقی نیز به جمعشان اضافه شده اند.»
برای بازدید از مراکز نگهداری کودکان خیابانی با بهزیستی هماهنگ می کنم. از آن سوی تلفن خانمی پاسخ می دهد: «عکس ممنوع، فیلمبرداری ممنوع، گفت وگو با کودکان مرکز ممنوع. فقط نگاه ساده ای بیندازید!»
در دل می گویم: «طفلکی سرنوشت! همه چیزهای بد را به پایش می نویسیم، حتی نبود نگاه عمیق به مشکلات کودکان بی سرپرست. تلنگر کجاست که پرنده کوچک در قفس را برهاند؟»
بین این کودک و بچه های لای پرقو بزرگ شده امروزی به قول قدیمی ها از زمین تا آسمان فاصله است. باور این که با این همه پیشرفت های عصر حاضر هنوز هم کودکانی هستند که نمی توانند فرصت تحصیل، تغذیه مناسب و خواب راحت داشته باشند، خیلی سخت است، اما پدیده کودکان خیابانی و به تبع آن کودکان کار کم و بیش در سراسر دنیا به چشم می خورند.
علی رغم پیشرفت تکنولوژی و صنعتی شدن، شکاف های عمیق طبقاتی بین افراد مختلف یک اجتماع و یا حتی بین کشورهای استعمارگر و مستعمره سبب شد مصیبت زندگی اولیور تویست هیچ گاه به طور کامل از چهره دنیای مدرن پاک نشود.
اگر بخواهیم با نگاه جهانی به قضیه نگاه کنیم می بینیم که جنگ ها و آشوب ها یکی از دلایل عمده مهاجرت و تشدید معضل کودکان کار در دل کشورهای مهاجرپذیرند.
کشورهای آفریقایی، کشورهای آسیای جنوب شرق و خاورمیانه سه قطب اصلی زایش کودکان خیابانی و کودکان کار محسوب می شوند. در سایه جنگ طلبی های آمریکا هزاران کودک بی پناه افغانی، عراقی و... به جمع کودکان کار پیوستند، بدون آن که آینده روشنی داشته باشند.
کشور ما جزء مراکز اصلی پذیرش کودکان مهاجر جنگی محسوب می شود. شاید نیمی از کودکان کار در دل خیابان های تهران از همین قشر باشند. نیم دیگر معضل به تبعیض طبقاتی، تورم و فقر اقتصادی برخی خانواده ها برمی گردد. زمانی این مسئله تشدید می شود که خانواده علاوه بر فقر اقتصادی دچار نوعی فقر فرهنگی نیز باشد. هنوز هم هستند افرادی که بچه را جزء ابزار اقتصادی خانواده به حساب می آورند و با رضایت شخصی، آنها را روانه خیابان ها می کنند!
توانمندسازی کودکان کار
حال همگان معضل کودکان کار را پذیرفته اند. اگر یک زمانی سیاست ها مبنی بر حذف کودکان کار بود، در حال حاضر به توانمندسازی کودکان کار می اندیشند. رضا سلمانی پور کارشناس علوم اجتماعی توضیح می دهد: «اگر از مسئله کودکان کار بی اعتنا و سهل انگارانه بگذریم، باید منتظر عواقبش در آینده نیز باشیم. این کودکان چنانچه رها شوند، در آینده نه چندان دور جرم های متفاوتی را مرتکب شده و مشکلات عدیده ای ایجاد می کنند.
کودک کار از همان ابتدا مجرم نیست، نیازمند کمک و حمایت است. متأسفانه در مسیر ساماندهی این کودکان هنوز هم به هماهنگی خوبی در بین سازمان های مسئول نرسیده ایم. این که تنها کودکان را شناسایی کنیم و بدون رفع ریشه های معضل، بچه را به خانواده برگردانیم، نه تنها مسئله را حل نکرده ایم بلکه علنا به خانواده ها گفته ایم چنانچه بچه هایشان را به استثمار بکشند و در خیابان رها کنند، مانع قانونی قرص و محکمی وجود ندارد.»
وی ادامه می دهد: «اگر سیاست بر این است که کودک کار حذف نشود و بودجه حمایت همه جانبه اقتصادی از این قبیل خانواده ها وجود ندارد، پس به توانمندسازی کودکان منجسم تر بپردازیم. به تجربه ثابت شده که اگر موانع کار کودکان را بیشتر کنیم، آنها به کارهای به مراتب بدتر از قبیل قاچاق مواد مخدر روی می آورند. لذا با همکاری سازمان فنی و حرفه ای، بهزیستی، شهرداری و آموزش و پرورش باید به گونه ای برنامه ریزی کنیم که این قبیل کودکان علاوه بر کارهای مرسوم- گل فروشی، واکسی، روزنامه فروشی، شیشه پاک کنی و...- بهداشت داشته باشند، بیمه شوند، به مدرسه بروند، مهارت های زندگی را بیاموزند و حتی مهارت های فنی و حرفه ای را نیز یاد بگیرند.»
این کارشناس علوم اجتماعی با طرح این سؤال که حقیقتا با وجود چندین نهاد مسئول در جهت ساماندهی این کودکان چند درصد موفق شده ایم کودکان را از سطح خیابان به مراکز فنی و حرفه ای و بازار کار قانونمند هدایت کنیم؟ می گوید: «پدر و مادر اگر توانمند و آگاه بود همان دفعه اول هم اجازه خروج کودکش را از منزل نمی داد، پس صرفا بازگرداندن کودک به خانه دردی را دوا نمی کند، چون چند هفته بعد دوباره به خیابان بازخواهد گشت. بهترین شیوه این است که با جذب مشارکت خصوصی و تشویق خیرین و نیز تقویت هماهنگی بین دستگاه های مسئول با ضرب آهنگ تندتری و نیز هدفمندتر از گذشته در مسیر ساماندهی این کودکان گام برداریم.»
طرح های ساماندهی و چالش های پیش رو
شاید چشم ها به دیدن کودکان کار در هر گوشه و کناری عادت کرده اند و این مسئله درگذر زمان آنچنان عادی شده که اجرای برنامه های ساماندهی تنها در حد تئوری و اقدامات نمادین مطرح است.
یک سر دیگر طناب به دره چالش های قانونی می رسد. نازآفرین معروفی کارشناس آسیب های اجتماعی در شاخه کودکان کار توضیح می دهد: «استان تهران یکی از استان های مهاجرپذیر است. حجم عظیم مهاجران که به تهران می آیند در حاشیه شهر ساکن می شوند. همین باعث می شود که یک سری آسیب های اجتماعی شکل بگیرد. بچه های مهاجرین اغلب سرنوشت کودکان کار را پیدا می کنند. والدین این کودکان به کارکردنشان رضایت کامل دارند. اکثر آنها هم درس می خوانند و هم کار می کنند. زمانی که فقر فرهنگی هم گریبانگیر خانواده باشد، هر چه به پدر خانواده اطلاع رسانی کنیم که فرزندش را به مراکز فنی و حرفه ای بیاوریم، نمی پذیرد.» وی به چالش های قانونی حمایت از کودکان کار اشاره کرده و می گوید: «وقتی به این نتیجه برسیم که کودک کار سرپرست دارد و پدر خانواده سرپرست اوست، گویی چند پله عقب نشینی می کنیم.
اولا بودجه ما حتی کفاف کودکان بی سرپرست را نمی دهد، چه برسد به این که بخواهیم کودکان دارای سرپرست را حمایت مالی کنیم. ضمناً قانون تکلیف حق و حقوق کودک را به طور کامل به پدر سپرده است. اگر پدر راضی نباشد چطور می توانیم بچه را به مراکز فنی و حرفه ای بفرستیم و یا حتی روانه مدرسه کنیم؟ در مواردی که صلاحیت پدر به عنوان سرپرست تأیید نمی شود، کودک را به عمو یا پدربزرگش می سپارند.»
این کارشناس در مورد شرایط آموزش های فنی و حرفه ای برای کودکان کار توضیح می دهد: «کودکان بین 15تا 18سال در صورت رضایت والدین به مراکز فنی و حرفه ای معرفی می شوند، تا به صورت رایگان آموزش دیده و حرفه ای بیاموزند. این افراد بعد از سن 18سالگی وام خوداشتغالی از بهزیستی دریافت می کنند. حتی در مواردی موفق به گذراندن دوره های تکمیلی فنی و حرفه ای در سنین بالای 18سال- به صورت رایگان و با معرفی سازمان بهزیستی- شده اند. در مواردی هم که بتوانیم بچه های آموزش دیده را به کارفرما معرفی می کنیم. دقت داشته باشید این شیوه یکی از ایده آل هاست که برای اجرای آن هنوز امکانات لازم را نداریم. شاید افرادی که به سطوح بالای این طرح ایده آل رسیده اند، به عدد انگشتان دست هم نرسد.»
وی نبود بودجه، فقر فرهنگی خانواده، عدم هماهنگی بین سازمان های مختلف را جزء موانع اصلی در راستای ساماندهی کودکان کار عنوان می کند.
رفع خلأهای قانونی در مسیر ساماندهی کودکان کار
در آخرین تماس هایی که با کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی داشتیم متوجه شدیم اخیراً دولت این نیاز را احساس کرده، لایحه ای را به مجلس در ارتباط با کودکان بدسرپرست و بی سرپرست تسلیم نموده است.
جواد زمانی، نماینده کنگاور و عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی توضیح می دهد: «پیرامون کودکان بدسرپرست یا بی سرپرست در سال 1353 مصوبه ای تصویب شده بود که هم اکنون با ضرورتی که دولت احساس کرده لایحه ای روانه مجلس شده است. محتوای این لایحه در حقیقت همان مصوبه 1353 است که نواقصش با توجه به شرایط زمانی تصحیح شده است. ارائه لایحه به مجلس از سوی دولت این معنا را می دهد که دولت ضرورت ها را احساس کرده، کار کارشناسی صورت گرفته و خودش هم بار مالی اجرایش را عهده دار شده است. اما اگر ارائه طرح از سوی مجلس صورت می گرفت به دلیل هزینه ها کار سخت تر می شد.»
وی ادامه می دهد: «در این لایحه تمامی حق و حقوق کودکان بدسرپرست یا بی سرپرست پیش بینی شده است. از تعریف ساده این کودکان شروع کرده و به نکات ریزتر رسیده ایم. در مورد چالش هایی که پیش روی ساماندهی این قبیل کودکان وجود دارد باید دید در یک مورد به خصوص آیا اجرای قانون مشکل دارد و یا اساساً قانونی وجود ندارد و با خلاء قانونی مواجه هستیم؟ اگر حالت اول باشد که اجرای قانون برعهده قوه مجریه و دولت است. اما اگر حالت دوم را داشته باشیم یعنی با خلأ قانونی مواجه باشیم، رفع مشکل برعهده مجلس است. در بسیاری از موارد قانون داریم، اما اجرا نشده اند.»
تقویت حلقه اتصال سازمان های مسئول
متأسفانه هیچ گونه آمار دقیق و صددرصدی در مورد کودکان کار وجود ندارد. تنها بر این آمار که 50درصد کودکان کار مرتبط با خانواده هایشان هستند و هر روز نیز بر تعدادشان افزوده می شود، تأکید می کنند.
21درصد با خانواده ارتباطی ندارند، 6درصد به صورت هفتگی، 3درصد ماهانه و 15درصد هم هر چند ماه یکبار با خانواده خود در ارتباط هستند. در بررسی علت حضور این کودکان در خیابان هم طبق این آمار باید گفت: 51درصد آنها برای کسب درآمد، 20درصد به دلیل اعتیاد والدین، 3درصد فوت والدین و بقیه سایر موارد است. کودکان خیابانی که در تهران شناسایی شده اند، اهل تهران و سایر شهرهای کشور بوده اند که در این میان 14درصد افغانی بوده اند و بقیه به ترتیب تهرانی، خراسانی، لرستانی، همدانی، اردبیلی و آذربایجان غربی را شامل می شوند که درصد بالایی از آنها به کار دست فروشی مشغولند.
آمار کودکان خیابانی تبعه افغانستان در کل کشور برطبق آخرین آمار- متعلق به چند سال پیش- 32درصد اعلام شده است.
مشکل بزرگتر نبود انسجام و هماهنگی لازم بین دستگاه های مرتبط با ساماندهی کودکان کار است. اغلب به دلیل بار مالی طرح از ایفای نقش خود شانه خالی کرده و توپ را به زمین دیگری پاس می دهند. دعوای شهرداری و بهزیستی در چند سال گذشته بر سر مسئولیت خانه های حمایت از این کودکان مصداق آشکاری است که هم اکنون تا حد زیادی تعدیل شده و به شکل دیگری در ارتباط سازمان تأمین اجتماعی و بهزیستی نمود پیدا کرده است.تأمین اجتماعی در مورد بیمه کردن این کودکان هیچ گونه تمایلی نشان نداده و هر بار مسئله را به سکوت ختم می کند.
نیروی انتظامی، آموزش و پرورش، بهزیستی و شهرداری هم اکنون 4سازمانی هستند که در تعامل نسبتاً خوبی به سرمی برند که انشاءالله سازمان های تأمین اجتماعی و فنی و حرفه ای و نیز مشارکت های خصوصی و مردمی به میدان بیایند تا این طرح عدالت محور- ساماندهی کودکان خیابانی- در اسرع وقت به نتیجه خوبی برسد.

 
مشخصات :
ارسال : دوشنبه 09 شهريور 1388
بازديد : 164 مشاهده جزئيات
امتياز :
         
   
   
   
   
  • ارسال پيام شما
 

پربازديد ترين
ظهورفرقه جديدانحراف جنسي درايران-آميزش باسگ

اعضاي اين گروه كه آزادانه با سگ‌هاي دست‌آموز خود ارتباط داشتند، قيمت اين‌ سگ‌ها را حداقل دو ميليون تومان اظهار كردند.
8331
قاضي هوسران در حمام دوربين مخفي گذاشته بود

" نيل رد راپ" قاضي 45 ساله انگليسي در "همپشاير" به اتهام هرزه نگاري از مهمانانش به زندان محكوم شد.
6262
سکس و فحشا چين را به زانو درآورد

همين‌ چند شماره‌ پيش‌ بود كه‌ مطلبي‌ را با عنوان‌ «تجارت‌ آسان‌، تجارت‌ سكس‌»برايتان‌ نوشتيم‌; اين‌ كه‌ چگونه‌ دول‌ غربي‌ و در راس‌ آنان‌ صهيونيست‌ها جوامع‌ غربي‌ را به‌ سوي‌ فحشا سوق‌
5234
مردي که با زنان شوهردار رابطه غيراخلاقي برقرار مي‌كرد

سه تن از عاملان قتل مرد 39 ساله‌اي در قزوين كه به انگيزه فساد اخلاقي دست به اين جنايت زده بودند، شناسايي و دستگير شدند.
3463
افزايش گرايشات همجنس خواهانه در نوجوانان

همجنس بازي در همه جوامع و فرهنگ ها وجود داشته است. فاكتور هاي بيولوژيك و اجتماعي در تعيين گرايش جنسي نقش دارند
3247
عنوان امتياز بازديد
آينده درچنگال قهوه، نخود و تفاله‌چاي

گرايش به فال و فالگيري و علا‌قه به پيش‌بيني آينده از ديرباز در جوامع بشري وجود داشته است .
19
از چاقو ‌تا زيبايي

126
ساختن یا سوختن فردا

آسیب شناسی عشق های زودگذر
113
حمایت از معلولان، از حرف تا عمل

به مناسبت دوازدهم آذر روز جهانی معلولان
203
اسيدپاشي، بالاتر از جنايت

عده‌اي كه مشكلات رواني خاصي دارند، از پاشيدن اسيد به چهره فرد براي زشت كردن او احساس لذت مي‌كنند. عده ديگري مي‌خواهند به قرباني لطف كنند. اين افراد فكر مي‌كنند كشتن گناه دارد و فرد را نمي‌كشند، اما با پاشيدن اسيد به او درس عبرت مي‌دهند.
108
همه آتليه هاي عكاسي امن نيست

آتليه‌هايي كه عكس‌هاي مشتريان قبلي‌اشان را بدون كسب اجازه براي شما نمايش مي‌دهند، مسلما روزي عكس‌هاي شما را هم به مشتريان بعدي نشان خواهند داد.
321
بيا با هم بيفتيم ته چاه

آسيب‌شناسي رابطه بين دختر و پسر قبل از ازدواج
231
چرا مغزها از ایران می‌روند؟

خروج متخصصین و تحصیلکرده‌های دانشگاهی از ایران، سالهاست که به شکلی مستمر ادامه داشته و در سالهای اخیر نیز فزونی یافته است.
125
زباله معضل بزرگ شهرنشینی

افزایش تولیدات صنعتی مشکل جدیدی به نام دفع زباله را برای کل جوامع ایجاد کرده است. این معضل از چند جهت قابل بررسی می‌باشد.
429
مدگرایی: تنوع طلبی یا خودنمایی

ابروهای تیغ زده، موهای سیخ‌سیخی، شلوارهای تنگی که تا دیروز آنقدر گشاد بود که به زور با کمربند بسته می‌شد. بلوزهای تنگ با مارک‌ها و شکل‌های عجیب.
823
  •   1    |   2
    • كلمات مرتبط
    , تنوع , بو , تنع , اندازی , پريود , دهنی , +طلاق , گامبیا , عصبی , ناشی , شغل